محمد مهدى ملايرى

54

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

استنباط مىگردد و عرضه كردن آن به صاحب‌نظرانى است كه در اين زمينه‌ها به پژوهش و كنجكاوى مىپردازند باشد كه اين نوشته‌ها هم پرتوى هرچند كم‌سو به مباحث زبان ايران در اين دوران كه هنوز پرده‌اى از ابهام آن را فراگرفته و هنوز بسيارى از نظريه‌هائى كه در اين‌باره اظهار شده مبتنى بر حدس و گمان است و هنوز باب اجتهاد در آن مفتوح است بيفكند . اينك ذكر آن شواهد : اشاراتى كه به زبان فارسى قبل از اسلام و پس از اسلام شده ابو سهل « 1 » پسر نوبخت در كتاب « النهمطان » در شرح كارهائى كه اردشير بابكان براى جمع‌آورى آنچه از كتابهاى ايرانى كه پس از حملهء اسكندر در اطراف پراكنده شده بود بدان دست زده ، نوشته است كه : اردشير كسانى را به سرزمين هند و چين و روم در طلب كتابهائى كه آنها داشتند و استنساخ آنچه از كتابها به آن ديار افتاده بود فرستاد و پسرش شاپور نيز كار او را دنبال كرد تا همهء آن كتابها به فارسى درآورده شد « . . . حتى نسخت تلك الكتب كلّها بالفارسيه » . « 2 » در اخبار فتح يمن به دست سپاهيان ايران كه در حدود سالهاى 570 تا 575 ميلادى يعنى كم‌وبيش نيم قرن پيش از هجرت پيغمبر اتفاق افتاده گفتهء وهريز سردار سپاه ايران دربارهء مركوب مسروق فرمانده حبشيان - هنگامى كه او در ميدان جنگ از اسب به زير آمد و بر استرى سوار شد و وهريز آن را براى خود به فال نيك و براى او به فال بد گرفت - در كتابهاى عربى بدين‌گونه نقل شده « . . . فقال بالفارسيه اين كودك خر است يعنى ابن الحمار » « 3 » يعنى به

--> ( 1 ) . ابو سهل در خزانه الحكمه هارون الرشيد خدمت مىكرد و نوشته‌هائى را هم از فارسى به عربى برگردانده و به گفتهء ابن نديم اعتماد او در عملش بر كتابهاى فارسى بوده و كتاب النهمطان از مولفات او در مواليد ( زايجه‌ها ) بوده است . الفهرست ، 274 . ( 2 ) . الفهرست ، ص 239 . ( 3 ) . البدء و التاريخ ، ج 3 ، ص 192 . وهرز از آن روى كار مسروق را براى خود به فال نيك و -